خرید بک لینک

بدده قشلارم یولنمش قاناتلارم بیردار خرابا

وشاغ ورناچاغی دنه النمینب کولره وشدم

قاناتسز وشماخ

هر بندی که ورلده قشلارما من کولره وشدم

یولدلرا قاناتلارمه ورنمدم قالماخ کولره وشدم

زنجیر جاتب یا وزنه قالیت من کولره وشدم

قالمشیدم بنده غربتکده بنده قرب کولره وشدم

نفس واریده اما بدلر قرمشی یدلار وریمه

بیر قانلی نفس کچب درد وتوب کولره وشدم

ددم اف ده که ماوی قوشلار یرلره قالسن

جان جخان دم یرله لر کولدم کولره وشدم

گوشلره بنده کچن لر دردن سسنه کولن لر

با شوسته بیر بیوک تانرمز وار ولم وار

به یول که کدسن مین ایل یاشاساندا دونم وار

فارسی:پاهایم دربند با پرهای کنده شده در قفسی تنک

بازیچه کودکان فریب دانه را نباید خورد من اسمان را برمیکزینم

هر بندی که به پا هایم زدند من به اسمان ها پرواز کردم

پر هایم را بریدند که به ماندن عادت کنم اما من یاد نگرفتم من به اسمان ها پرواز میکنم

زنجیر به پاهایم یا وزنه بر روی هم من به سوی اسمان ها پرواز خواهم کرد

نفس داشتم اما بندها بند دلم را بریده بودند

نفسی محکم کشیدم و خون دلم را خوردم تا درد ها را فراموش کنم و به اسمان پرواز کنم

به انها گفتم که حیف است پرندگان اسمانی در زمین بمانند

در لحظه مرک به زمین خنده کردم و به اسمان ها پر کشیدم

ای کسانی که دیگران را در قفس می کنید ای کسانی که به صدای کمک خواستن پرندگان در قفس میخندید

همه ما خدای بزرگ داریم و مرکی در پیش رو

و برای این را شما پایان و حسابی هست هر چند هزار سال زندکی گنید

برچسب: نویسنده: آریا رنجبر تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 7:20

صفحه بندی